ابراهيم عاملي ( موثق )

135

تفسير عاملي ( فارسي )

طبرى : ابو طلحه به پيغمبر عرض كرد زمينى به اريحا دارم براى خدا دادم فرمود براى خويشاوندانت معين كن او هم براى ابى بن كعب و حسان بن ثابت مقرر كرد و هم ابو الفتوح نوشته است : ابو ايّوب انصارى گفت : چون اين آيه آمد زيد بن حارثه اسبى نيكو داشت و آن را سخت دوست مىداشت بحضور پيغمبر آورد و عرض كرد : اين را دوست دارم و صدقه كردم آن حضرت بفرزندش اسامه بن زيد داد . او عرض كرد : اين براى صدقه است . فرمود : بجاى خود رسيد و خدا قبول كرد . عبد اللَّه سيدان از أبو ذر غفارى روايت كرده است كه او گفت : در مال انسان سه شريك هستند : 1 - سرنوشت كه هيچ نپرسد كدام بهتر يا لازمتر است و آنچه بايد نابود كند مىكند . 2 - وارث كه منتظر است تو چشم بر هم نهى و او مال ببرد . 3 - خود صاحب مال كه بايد كوشش كند تا عاجز از آن دو نباشد كه بهترش نصيب آنها بشود و خودش محروم ماند ، چون خداى تعالى مىگويد : « لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ » . فقيرى نزد ربيع بن خثيم آمد او گفت مقدارى شكر به او بدهيد پرسيدند سائل نان مىخواهد شكر را چه كند ؟ گفت : خدا مىداند كه ربيع شكر دوست دارد و مىگويد : « لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ » . شيخ شيراز در بوستان نظير اين احسان از حاتم طائى چنين ياد كرده است : ز بنگاه حاتم يكى پيرمرد طلب ده درم سنگ فانيد « 1 » كرد ز راوى چنان ياد دارم خبر كه پيشش فرستاد تنگى شكر زن از خيمه گفت اين چه تدبير بود ؟ همان ده درم حاجت پير بود شنيد اين سخن نامبردار طى بخنديد و گفت اى دلارام حى گر او در خور حاجت خويش خواست جوانمردى آل حاتم كجا است و هم ابو الفتوح نوشته است : در خبر هست كه زبيده همسر هارون خليفه ى عبّاسى دستور داد قرآنى نوشتند بنود پاره در جلدهاى زرين آراسته بجواهر گران قيمت روزى از آن قرآن مىخواند به اين آيه رسيد : « لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ » با خود انديشيد

--> ( 1 ) نوعى حلوا و قند سفيد . برهان .